مؤلف مجهول

52

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

گذشت چون بهشر كره « 1 » رسيذ وزير را و ملكشاه را تهديدنامه فرستاد . اميران جمله ميل بقاورت داشتند زيرا پادشاه سال خورده و قاهر بوذ و عاقل باجود . ملكشاه كودك بوذ . همگان « 2 » ميخواستند كه بجانب قاورت بگردند مردمان ملكشاه كوششى ، عظيم مىكردند شرف الدوله بو مسلم قريش « 3 » و بها [ ء ] الدوله منصور بن دبيس « 4 » با لشكر كرد و آرتق مرديها كردند . عنان ملكشاه را گرفته بوذند چون جنگ گرم شد مردى بتيغ بنيمه سرش را انداخته و او از بيم جان شمشير بهر جانب مىراند . بتكاتك برابر قاورت رسيذ . قاورت گفت : برابر اينچنين زخم‌دار ايستاذن مخاطرهء عظيم است ، عنان گردانيد . لشكر چون آن را ديدند به هزيمت شدند . روز ديگر قاورت را گرفته نزد ملكشاه آوردند فرموذ كه هلاك كردند . برادران مطيع شدند . در سنه « 5 » سبع و ستين و اربعمايه خليفه قائم از دنيا درگذشت خلافت ببرادرزادهء او مقتدى رسيد . خلافت ابى القاسم عبد اللّه المقتدى بن ذخيرة الدين محمّد بن القائم نوزده سال و هفت ماه و بيست روز بوذ . او را ولى عهد كرده بود . در ماه شعبان اين سال مردمان با او بيعت كردند . جهان اندر خلافت مقتدى بعدل [ گ 6 ب ] و سياست ملكشاه و از رأى و تدبير نظام الملك ابو على حسن طوسى

--> ( 1 ) . ياقوت گويد : كرج يك اسم فارسى است و اهالى آنجا آن را كره مىنامند . و قلعه‌اى موسوم به فرزين ، دم دروازهء كرج است . ابو دلف عجلى ( شاعر و سردار هارون و مامون ) به عهد هارون الرشيد آن را ساخت . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 214 . مستوفى ، نزهة القلوب ص 76 . ( 2 ) . اصل : هنگام . ظاهرا در تصحيح قياسى همگان صحيح‌تر به نظر مىآيد . ( 3 ) . از اميران همراه ملكشاه بود كه ميمنهء سپاه قاورد را شكافت . شرف الدوله بو مسلم قريش در سال 471 ه . ق ، بر شهر حلب چيره شد . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، صص 80 ، 56 . ( 4 ) . بهاء الدوله منصور بن دبيس از اميران همراه ملكشاه بود كه ميمنهء سپاه قاورد را شكافت و صفها را از هم پاشيد ، پس از مرگ دبيس بن على مزيد ، بهاء الدوله منصور دست به كار شد و سوى سلطان رفت . همان ، صص 80 ، 56 . ( 5 ) . اصل : « در سنه » تكرار شده است .